شعری در مورد سیگار از همسفر هاجر(لژیون اول)
پنجشنبه 15 خرداد 1399 ساعت 03:17 ب.ظ | نوشته ‌شده به دست همسفر بهاره | ( نظرات )
سلام دوستان هاجر هستم همسفر

یک‌شبی در پشت دیوار اتاق

دست بردم جیب خود با اشتیاق

تا بیارم پاکتی از آن برون

 حال خود زیبا کنم که گشته خون

 ناگهان دیدم ته جیب خودم

پرشده از جای خالی پاکتم

چشم خود را کرده بودم بازباز

تا بجویم یک نخ سیگار ناز

 از همان حالم نشد رفع نیاز

چون آنجا من ندیدم جز پیاز

 ساعتی در آن حوالی پر زدم

تا که شاید من بیابم پاکتم

 خسته و درمانده از هر گشتنی

راه خودکرده سوی بستنی

 جایتان خالی عزیزان دلم

 من فقط کردم تماشا آن بغل

 چون‌که پولی در ساحل من نبود

 پای من از خستگی درمانده بود

 با همان حال نزار و بی‌کسی

آمده با یک سبد دلواپسی

 مادرم با یک نگاه غم‌زده

 چشم را به رویش به بالا می بره

 ناگهان با پای خوب و نازنین

 کرد مشتی جان‌نثار مه جبین

چشمتان هرگز نبیند روز بد

 او سرم کوبید بر دیوار سخت

گفت من را که خدا مرگت دهد

 از همان بالا تو را پرتت دهد

 این چه‌کاری کرده‌ای با خود بگو

در سرت مغز نباشد جز کدو

از همان روز قشنگ ماندنی

 من شدم آقای خوب زندگی


می توانید دیدگاه خود را بنویسید
فاطمه دوشنبه 19 خرداد 1399 11:18 ب.ظ
خداقوت خانم هاجر عزیز عالی بود
مریم هستم لژیون یکم یکشنبه 18 خرداد 1399 03:19 ب.ظ
سلام بر خانم هاجر عزیز
که شعرت زیبا هست و دلنواز
خسته نباشی
موفق باشی
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
 
درباره ما ...
دریافت نشریات و فایل های صوتی ...
دریافت کتاب «عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر» نویسنده: مهندس حسین دژاكام دانلود نوشتارها و فایلهای صوتی کنگره 60 در قالب فایل Mp3 و PDF
اشعار شاعران کنگره 60
اشعار شاعران کنگره 60
مسافران و همسفران محترم کنگره 60 می توانند اشعار خود را به ایمیل: adezhakam@gmail.com برای آقای امین دژاکام ارسال کنند.
نویسندگان ...
آمار سایت ...
• تعداد مطالب:
• تعداد نویسندگان:
• آخرین بروز رسانی:
• بازدید امروز:
• بازدید دیروز:
• بازدید این ماه:
• بازدید ماه قبل:
• بازدید کل:
• آخرین بازدید:

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات